
📝 مدل ABC
همانطور که گفتیم، یک موقعیت مشابه همانند تمرین کشمش یا اسکن بدن میتواند افکار و برداشتهای متفاوتی در افراد ایجاد کند و در نتیجه احساسات متفاوتی به وجود بیاورد. بنابراین واکنشهای هیجانی ما اتفاقهای جداگانه و مستقل نیستند، بلکه ترکیبی هستند از موقعیتی که در آن قرار داریم و برداشتی که از آن موقعیت میکنیم. این همان مدل ساده «ABC» در ناراحتیهای هیجانی و بالاخص افسردگی ست.
چند وقت یکبار پیش میآید که در یک موقعیت (A) قرار میگیرید و در نهایت به یک احساس (C) میرسید؟ معمولاً این دو بخش همان چیزهایی هستند که بیشتر متوجهشان میشویم، اما آگاه شدن از فکری (B) که بین این دو قرار دارد و آنها را به هم وصل میکند، سختتر است.
💡 همانطور که در بررسی «هدایت خودکار» ذهن دیدیم، جریان پیوستهای از افکار در ذهن ما وجود دارد که مثل یک گزارشگر دائما درباره کارهایی که انجام میدهیم نظر میدهد. این افکار اغلب خیلی واضح نیستند، مخصوصا اگر فرد دچار افسردگی شدید نباشد، اما در واقع روی اینکه چه احساسی داشته باشید و شدت آن احساس چقدر باشد تأثیر میگذارند.
✨ مثلا یک لحظه به این فکر میکنید که دوستتان پیگیر احوال شما نشده، و لحظه بعد احساس غم و تنهایی میکنید. به همین دلیل مهم است یاد بگیرید این افکار خودکار را همانطور که هستند ببینید: یعنی توضیحات و تفسیرهای مداومی که ذهن ارائه میدهد، و اینکه این تفسیرها چگونه بر احساسات شما اثر میگذارند. وقتی متوجه میشویم که ناراحت یا آشفته شدهایم، اینکه مکث کنیم و ببینیم چه افکاری همزمان در ذهن ما حضور دارند میتواند بسیار کمککننده باشد.
✔️ مدل ABC به ما یادآوری میکند که هر موقعیتی را میتوان به این بخشهای جداگانه تقسیم کرد، و همین کار باعث میشود مشاهده و درک آنها برای ما سادهتر شود.
به زبان سادهتر:
🔹 A (رویداد): چه اتفاقی افتاد؟
🔹 B (باورها یا افکار): من دربارهی این اتفاق چه فکری کردم؟
🔹 C (پیامدها): چه احساسی پیدا کردم یا چه واکنشی نشان دادم؟
این مدل کمک میکند بفهمیم که اغلب خود موقعیت نیست که حال ما را بد میکند، بلکه نحوه تفسیر و افکاری که دربارهی آن داریم نقش مهمی دارند.
💡 ویدیو زیر را در این باره ببینید: