​روان یار مادر

جلسه 1
جلسه 3
جلسه 8
جلسه 7
جلسه 4
جلسه 5
شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی
صفحه قبل
صفحه بعد
جلسه 6
جلسه 2

​💡 چرا این تمرین مهم است؟

​​​​​​​اکنون به پاسخ‌های خودتان در هر دو سناریو نگاه کنید.
چه چیزی توجه شما را جلب می‌کند؟ آیا چیزی هست که برایتان جالب یا تعجب‌آور باشد؟

🔹 این تمرین نشان می‌دهد وقتی رفتار دیگران را تفسیر می‌کنیم، عوامل مختلفی روی برداشت ما تأثیر می‌گذارند.
 
قبلاً هم دیدید که افکار ما روی احساسات‌مان اثر می‌گذارند. اما اینجا یک نکته مهم دیگر هم وجود دارد:

✅ روحیات و احساسات ما هم می‌تواند روی افکاری که در ذهن می پرورانیم تأثیر بگذارد.



✨ در مثال بالا، دیدیم که رفتار یکسان همسایه (عجله داشتن) بسته به اینکه قبلش مورد انتقاد قرار گرفته بودیم یا مورد تحسین، می‌تواند باعث شکل‌گیری فکرهای متفاوتی در ما شود.

 
معمولاً ما مکث نمی‌کنیم تا ببینیم آیا روحیه‌مان در آن موقع روی طرز فکرمان اثر گذاشته یا نه. اما در اینجا دقیقاً همین اتفاق افتاده است. گاهی افکار ما باعث می‌شوند نتوانیم توضیح‌های دیگر را ببینیم. به همین دلیل، مفید است که به افکارمان به چشم «یک برداشت یا تفسیر» نگاه کنیم، نه یک واقعیت قطعی.
 
اگر احساس کردید افکارتان شما را تحت فشار قرار داده‌اند، قدم‌های ساده‌ای هست که می‌توانید انجام دهید. 

📝 ​​​​​​​نگریستن از زوایای مختلف / دیدگاه های جایگزین

آیا تمرین "راه رفتن در خیابان" از جلسه دوم را به خاطر دارید؟ همان تمرینی که در آن برای کسی دست تکان می‌دهید و او پاسخی نمی‌دهد؟
این تمرین به ما این فرصت را داد که بررسی کنیم چگونه آنچه فکر می‌کنیم، می‌تواند بر احساس ما تاثیر بگذارد.

اکنون می‌خواهیم تمرین دیگری انجام دهیم که از یک نظر شبیه به آن است و از جهتی هم متفاوت.

  سناریو دوم  
 
باز هم در فروشگاه هستید و تلفن‌تان زنگ می‌خورد. خواهرتان است و می‌گوید حالش خوب است و دیشب در مهمانی خانه شما خیلی به او خوش گذشته است. شما می‌گویید وقتی به خانه رسیدید با او تماس می‌گیرید.
 
در همان لحظه، همسایه‌تان را می‌بینید که با عجله و یک چرخ خرید پر از وسایل از کنارتان رد می‌شود و می‌گوید وقت ندارد بایستد و صحبت کند.

پیغام شما با موفقیت ارسال شد.

ثبت

پیغام شما با موفقیت ارسال شد.

ثبت

  سناریو اول  
 
تصور کنید در یک فروشگاه مشغول خرید هستید که تلفن همراه‌تان زنگ می‌خورد. خواهرتان تماس گرفته و می‌گوید از دست شما ناراحت است، چون دیشب در مهمانی با او تند صحبت کرده‌اید. شما می‌گویید وقتی به خانه رسیدید با او تماس می‌گیرید.
 
در همین لحظه، همسایه‌تان را می‌بینید که با یک چرخ خرید پر از وسایل از کنار شما رد می‌شود. او برایتان دست تکان می‌دهد و می‌گوید عجله دارد و نمی‌تواند بایستد و صحبت کند.​​​​​​​

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش