
🌸 به جلسه ششم خوش آمدید !
تبریک میگویم که در میان مشغلههای روزانهتان زمانی پیدا کردید تا روی این جلسه کار کنید. مهمترین نکته این است که فقط به مطالعه مطالب هر جلسه بسنده نکنید، بلکه حتما زمانی را برای تمرین تکنیکها بین جلسات اختصاص دهید.
📝 افکار واقعیت نیستند
اجازه دهید ابتدای جلسه را با یک تمرین ساده شروع کنیم.
یک دقیقه وقت بگذارید و به جملاتی که درباره «علی» نوشته شده است، دقت کنید. هر جمله را بخوانید و سپس در کادر مورد نظر بنویسید فکر میکنید «علی» چه کسی است و سپس جمله بعدی را بخوانید.
💡 اهمیت درک اینکه افکار لزوما نشان دهنده واقعیت نیستند
وقتی جمله های بالا را خواندید چه برداشتی داشتید؟
شاید فکر کرده باشید که علی یک دانش آموز است. سپس ناگهان او یک معلم میشود، و سپس یک سرایدار.
این تمرین به ما نشان میدهد که ذهن با چه سرعتی و به طور خودکار، جاهای خالی را پر میکند. ما بر پایه اطلاعات اندکی که داریم، داستان هایی میسازیم و آن ها را به جای واقعیت میگذاریم.
ذهن ما مدام در حال تولید توضیح و تفسیر است. گفتگویی درونی که گاهی آنقدر سریع رخ می دهد که متوجهش نمیشویم.
🔹 شاید وقتی از شما بپرسند «علی چه کسی است؟»، موضوع چندان مهم به نظر نرسد. اما اگر همین عادت ذهنی را در مسائل شخصی تر و مهم تر هم به کار ببریم، چه اتفاقی میافتد؟ مثلا: چرا دوستم به تماس من پاسخ نداد؟
🔹 و سپس ذهن جاهای خالی را پر میکند: «حتما از من ناراحت شده» یا «چقدر آدم بی ملاحظه ای است».
اگر این روند فکری را متوجه نشویم، ممکن است آنها را حقیقت فرض کنیم، نه صرفا افکاری که ساخته ذهن است. این موضوع میتواند ما را درگیر واکنشهای هیجانی منفی کند که بیرون آمدن از آنها دشوار است؛ مانند افکار نشخواری در افسردگی.
اما اگر راهی وجود داشته باشد که رابطه متفاوتی با افکارتان داشته باشید چطور؟ اینکه فکر کردن را صرفا کاری بدانید که ذهن انجام میدهد؛ چیزی که میتوان آن را مشاهده کرد و از کمی فاصله به آن نگاه کرد. این همان چیزی است که میخواهیم در این جلسه بیشتر تمرین کنیم.